سرویس ارسال اکسپرس
دو ملکه که برای اتحاد و صلح قلمرو در تلاش هستند، از سوی دیگر با مشکلات برون مرزی دستوپنجه نرم میکنند. رِن که برای نجات مادربزرگ محبوبش، به سرزمین یخ سفر میکند، مجبور به قبول معاملهی جادویی مرگباری با شاه آلاریک میشود. از سوی دیگر رُز نیز به همراه شِن راهی سفری به کویر میشود.
تاج رن گرین راک بسیار محکم بود و شقیقه هایش را تحت فشار گذاشته بود و به جمجه اش فشار می آورد. در حالی که روی بالکن کاخ آناداون در کنار خواهر دوقلویش ایستاده بود و به پادشاهی ای نگاه می کرد که برای ادعای ان بسیار سخت جنگیده بودند سعی می کرد ناراحتی اش را بروز ندهد. رن هنوز هم نمی توانست باور کند که اینن پادشاهی متعلق به اوست. یا حداقل نیمی از آن برایش است. او و رز توافق کرده بودند که آن را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
با این حال اعصابش به هم ریخته بود او تمام صبح نگران این لحظه بود و خودش را برای بدترین چیزها آماده کرده بود. با توجه به وقایع چند روز گذشته که شاهد مرگ ناگوار نامزد رز شاهزاده آنیل از گورا در روز عروسی شان و به دنبال آن مرگ ویلم راثبورن وزیر پادشاه خائن آن ها بود. رن انتظار حضور گسترده یا حتی یک رویداد مثبت را نداشت اما دریایی از مردم شاد درست آن سوی دروازه های طلایی جمع شده بودند.